تبليغاتX
آرامش و آسایش در مکتب اهل بیت

برای اینکه صحبت از آرامش کنیم باید اول یه تعریف کلی از آرامش برای خودمون داشته باشیم.

در بیان کلی آرامش یعنی اینکه انسان به چیزی احتیاج نداشته باشه که نبود اون باعث ایجاد مشکل در زندگی و ناراحتی بشه . در شغل،ثروت،خانواده و... و رب کلام اینکه انسان در همه چیز کامل بشه.

انسان اینو فهمیده که کامل نیست و برای اینکه کامل بشه همیشه دنبال یه چیزی بوده که برتر از خودش باشه تا اون حس پنهان برتری جویی بر دیگران که در همه انسانها وجود داره،به وسیله مکمل خودش اون رو بدست بیاره تا برای دل نا آروم خودش که به دنبال کامل شدنه آرامش و قرار ایجاد کنه .

 آدما همیشه یه جورایی سعی کردند که دنبال چیزی برن که فکر میکنند برای اونا آرامش میاره و دلی رو که همیشه بیقراری می کنه تا به سمت کامل شدن حرکت کنه این طوری آرومش کنند...

تاریخ ثابت کرده که عقل انسان توانایی اینو نداره که در جامعه آرامش ایجاد کنه.

یه روزی چادر نشین بودند؛خونه ساختند فکر کردند که به آرامش می رسند.

یه روزی امنیت نداشتند،حکومت درست کردند که ازشون حمایت کنه فکر کردند به آرامش می رسند.

یه روزی فقط به فکر ثروت بودند فکر می کردند که به آرامش می رسند.

یه روزی دم از علم (علمی که خودشون فکر میکردند) زدند فکر کردن که به آرامش می رسند.

یه روزی سازمان ملل و شورای امنیت وغیره و غیره وغیره درست کردند فکر کردند به آرامش می رسند.

اما همه و همه اینها هیچ وقت نتونستند برای انسان آرامش دائمی ایجاد کنند و هرکدوم شاید یک آرامش موقت ایجاد کردند مثل شورای امنیت که از وقتی بوجود اومده فقط تونسته 3:18 ثانیه از وقوع جنگ در جهان و کشتار و خونریزی (که در اونها تا الان میلیونها انسان بی گناه کشته شده اند) جلوگیری کنه ولی هیچوقت نتونستند اون آرامشی رو که  انسان دنبالش می گرده ایجاد کنند.

به طور کلی انسان همیشه دنبال یه خدا برای خودش بوده تا به وسیله اون نقص های خودش رو بپوشونه.یه روز پول ،یه روز علم ،یه روز... رو برای خودش خدا قرار می ده و برای اون باتمام وجود تلاش می کنه ولی در ادامه راه متوجه میشه که خودش با اون همه نقص از همه این چیزایی که برای اونا عمرشو گذاشته برتره و بازم بعد از یه مدت دنبال یه چیز دیگه رو میگیره.

من نمی دونم که آدما چرا دنبال چیزی می رن که خودشون فکر میکنند؟

اگه اونا اینو درک کردند که ناقصند پس چه جوری میخوان به وسیله همین وجود ناقص وجود برتر از خودشون رو پیدا کنند؟

اون وجود برتر ،همون کسی که همه چیز رو بوجود آورده ،همون کسی که انسان وجودش رو مدیون اونه ،همون کسی که انسان فقط به وسیله اون می تونه خودش رو کامل کنه ،یعنی همون خدای واقعی ، یعنی همون کسی که نیازی به تلاش ما برای پیشرفت نداره ،یعنی همون خدایی که به هیچ چیز نیاز نداره اون قدر مهربونه که خودش، خودشو برای انسان معرفی کرد:

بسم الله الرحمن الرحیم

قل هوالله أحَد(1) اللهُ الصَّمَد(2)لَم یَلِد وَ لَم یولَد(3)ولَم یَکُن لَه کُفُوا  أحد(4)

به نام خداوند بخشنده مهربان

بگو او خدای یکتاست(1)خدای بی نیاز(2)نه کسی فرزند اوست ونه او فرزند کسی است(3) ونه کسی مثل و مانندو همتای اوست (4)

آری خدایی که انسان به دنبال او می گردد و وجودش را از او می یابد و  او را بر طرف کننده نقص های خود می داند همین است.

خدایی که به بیانی شیوا خود را معرفی کرده است و در کتب و ادیان مختلف راه کمال و برطرف شدن مشکلاتش را به او نشان داده است.

تاریخ ثابت کرده که در جوامعی که به دستورات الهی به طور کامل عمل شده است آرامش بیشتری در میان مردم آن حاکم بوده و در نتیجه از لحاظ پیشرفت و تعالی سر آمد جوامع زمان خود بوده اند.

ولی انسان نا سپاسی کرد و کلام خدای خود را رد کرد و باز هم به همان خدایان ساختگی ذهن خود روی آورد و شروع به منحرف واز بین بردن کتب آسمانی که کلام خداوند بر آن بود بر آمد.

سر انجام خداوند تمام راهها و سخنان و راه حل مشکلات انسانها را در یک کتاب به اسم قرآن معرفی کرده است و به انسان نمایانده است و در جمله ای کوتاه فرمود:

   اَلا بِذِکرالله تَطمَئِنُّ القُلوب(سوره رعد آیه28)

همانا با یاد خداوند دلها آرامش می یابد.

بله دل های ما زمانی آرامش می یابد که به یاد خدای خود باشیم و چه زمانی به یاد خدا هستیم زمانی که در مشکلاتی که برای ما پیش آمده به دستورات او (قرآن) عمل کنیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 2:28  توسط رضا  |